تبليغاتX
یوحنای مجنون

یوحنای مجنون

می خانه اگر ساقی صاحب نظری داشت * می خواری و مستی ره و رسم دگری داشت

 

آمدی...

(خوش آمدی)

به گمان آنکه دنیای ما پر است از زیبایی

رفتی ...

( خوش به سعادتت)

به یقین آنکه دنیای ما تهی است از زیبایی

وقتی خواستی بیایی بر بال فرشتگان به زمین فرود کردی

وقتی خواستی بروی بر بال فرشتگان به آسمان صعود کردی

و خدا در مقابل دروازه بهشت برایت فرش قرمز پهن کرده  است

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت23:31توسط هاله | |

هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد ...

+نوشته شده در چهارشنبه 7 دی1390ساعت22:45توسط هاله | |

 

خیال روی تو ام دیده می کند پر خون

 هوای زلف تو ام عمر می دهد بر باد

نه در برابر چشمی نه غائب از نظری

نه یاد می کنی از من نه می روی از یاد...

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1 دی1390ساعت22:38توسط هاله |

به سلامت گل لاله

 دیگه عاشقی محاله

 بسته شد کتاب قصه

 با تو بودن یه خیاله

به سلامت گل لاله

 گل معصوم شکسته

 فرصتی برام نمونده...

 خسته ام خسته خسته

+نوشته شده در سه شنبه 29 آذر1390ساعت20:42توسط هاله | |


اگه برگردی می بینی هنوزم فکر تو هستم

هنوز زنجیر احساسو به پای عشق تو  بستم 

من از چشم تو می خونم پشیمونه نگاه تو

اگه بر گردی می بخشم تموم اشتباهاتو ...

+نوشته شده در شنبه 26 آذر1390ساعت21:20توسط هاله | |